سفری به بافت تاریخی گرگان وطبیعت بکرمینودشت

از شرق تا غرب؛ از شمال تا جنوب؛ از لابه لای بافت تاریخی گرگان و ناگفته هایش تا پیچ و خم ارتفاعات زیبای مینودشت رازی نهفته است که تا نبینید و لمس نکنید نمی توانید گلستان را درک کنید.

گلستان

سایت امید(پدیده)مینودشت ازخبرگزاری مهر، – مونا محمدقاسمی: به دل بافت تاریخی گرگان رفتیم، سری به خانه تقوی ها زدیم و مهمان خانه باقری‌ها شدیم، ازآنجا دلی به جاده زدیم و نفسی در پارک جنگلی دلند تازه کردیم، سلامی به بلندترین برج آجری و تاریخی دنیا کردیم و احوالی از تاریخ کهن نهفته در موزه فرش گلستان پرسیدیم و روحمان را در دره چهل چای آزاد کردیم تا از پیچ‌وخم‌های جاده هیجان‌انگیز روستای زنگلاب عبور کند و آخرین پلان خاطره‌انگیز یک روز بهاری در خانه توریستی قزلباش در ذهن‌هایمان ثبت شود. این گونه بود که به این نتیجه رسیدیم گلستان، ایران کوچک است و باید همه جای آن را دید.

 

 گلستان، این نگارستان بی‌همتا که دارای جاذبه‌های گردشگری و مناطق بکر طبیعی زیادی است، این روزها در حالی در گوشه ای از شمال کشور چشم انتظار گردشگرانی است که ظرفیت های بسیاری دراد و متاسفانه حتی ساکنان آن هم، همه ظرفیت های گردشگری آن را نمی شناسند. پس نیازمند این است که برای جذب گردشگر و ماندگاری‌اش در این بهشت زمینی ایده و راهکاری معرفی شود.

 

راهکارهایی که شعارها را تبدیل به عمل کند و به نیست ها، هستی بخشد. راهکارهایی که گلستان را از معبر به مقصد گردشگری تبدیل کند.

 

تور آموزشی گردشگری در راستای کشف ایده‌ها

 

در همین راستا مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری استان گلستان با همکاری حوزه مشاوران جوان استانداری گلستان بر آن شد تا با پی‌ریزی یک برنامه هدفمند گردشگری آموزشی از توان و ظرفیت ذهن جوان کمیته دهه هفتادی‌های حوزه مشاور جوان استفاده کند تا در مدت کوتاه به ایده‌ها و راهکارهایی برای جذب گردشگر و رونق صنعت توریسم دست یابد.

 

یکی از روزهای بهاری برای این اردوی گردشگری هدفمند انتخاب شد. قبل از حرکت به دیدار مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری گلستان رفتیم تا از اهداف در این سفر مطلع شویم.

 

ظرفیت گردشگری گلستان بدون ایده بر روی زمین‌مانده است

 

ابراهیم کریمی در این دیدار با اشاره به ظرفیت‌های گردشگری استان می‌گوید: استان گلستان دارای ظرفیت‌های گردشگری زیادی است اما چون این ظرفیت‌ها ایده و اندیشه‌ای را با خود به همراه ندارد نمی‌توانیم به‌خوبی از این ظرفیت‌ها استفاده کنیم.

 

کریمی اضافه می‌کند: طی ماه‌های گذشته جوانان زیادی وارد حوزه گردشگری شدند و نشان دادند که اشتغال و کار فقط در حوزه اداری نیست بلکه می‌شود از تخصص استفاده کرد و عرصه‌های جدیدی را در حوزه کسب‌وکار ایجاد کرد.

 

وی از تعامل حوزه مشاوران جوان استانداری با اداره کل میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری استان گلستان ابراز خوشنودی می‌کند و می‌گوید: من از تمام جوانان حوزه مشاوران جوان استانداری دعوت می‌کنم تا با حوزه‌های کاری ما ازجمله معاونت سرمایه‌گذاری و گردشگری و برنامه‌هایی که در حوزه سرمایه‌گذاری وجود دارد بیشتر آشنا شوند و ما نیازمند ایده و راهکار از سوی جوانان هستیم.

 

 بعد از پایان صحبت‌های مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری استان گلستان، اعضای کمیته دهه هفتادی برای بخش اول بازدیدها راهی بافت بازسازی‌شده خانه تقوی ها و خانه باقری‌ها شدند.

 

خانه تقوی ها، یادگار دوران قاجار

 

بازدید اول از خانه تقوی ها انجام شد. خانه تقوی های گرگان از بناهای دوره قاجار است که در مساحتی بیش از دو هزار مترمربع ساخته‌شده و ساخت آن منسوب به حاج میرزا محمدتقی تقوی (تقی اف) است.

 

 

 

 

 

این مجموعه‌ی تاریخی شامل بیش از ده حیاط اصلی و فرعی است که تاکنون پنج حیاط اصلی آن توسط سازمان میراث فرهنگی خریداری و بازسازی شده است.

 

ساختمان‌های داخل خانه تقوی ها اغلب دوطبقه هستند و مصالح به‌کاررفته در این ساختمان‌ها، گچ، خاک، آهک، آجر ،خشت خام و چوب است. چوب‌های به‌کاررفته در ستون‌ها اغلب چوب درخت سرخدار و چوب‌های به‌کاررفته در درها اغلب چوب درخت ازدار است.

 

بعد از کمی گشت‌وگذار در خانه تقوی ها به مکان دوم یعنی خانه باقری‌ها رفتیم. مجموعه تاریخی باقری‌های گرگان مربوط به اواخر دوره قاجار است که در سال ۸۱ در فهرست آثار تاریخی به ثبت رسیده است.

 

 خانه باقری‌ها در بافت تاریخی و محله سرچشمه گرگان سه هزار مترمربع مساحت و یک هزار و ۵۵۵ مترمربع مساحت دارد.

مرمت این بنا پس از تملک سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری و انجام مطالعات و تحقیقات علمی و زیربنایی از دو سال پیش آغاز و قرار است پس از انجام عملیات مرمتی در آینده‌ای نزدیک تبدیل به هتل شود.

 

پس از بررسی مکان و بعد از گرفتن چند عکس یادگاری در خانه باقری‌ها در ساعت هشت و ۴۵ دقیقه صبح گرگان را به مقصد برج قابوس شهرستان گنبدکاووس ترک کردیم.

 

محمد قره جانلو که مالک یک موسسه گردشگری فعال در گلستان است برای معرفی بهتر جاذبه‌های گردشگری گلستان ما را در طول سفر همراهی می‌کند.

 

در میان راه ساعتی را برای صرف صبحانه در پارک جنگلی دلند سپری کردیم، ساعت ۱۱ و ۳۵ دقیقه به برج قابوس رسیدیم، هوا گرم است و محوطه تاریخی برج قابوس قبل از ورود ما خلوت است. از همین ابتدای ورود به محوطه ذوق هنری دهه هفتادی‌ها گل می‌کند و مشغول ثبت این بنای تاریخی در قاب دوربین‌های عکاسی خود می‌شوند.

 

وقتی وارد ساختمان اصلی بنا می‌شویم بوی نم شدید و هوای مرده داخل فضای برج شامه‌مان راکمی آزار می‌دهد. به دلیل مخروطی بودن این برج، صدا اکوی خاصی دارد. مژگان رنجبر یکی از کارمندان مجموعه برج قابوس برای ارائه توضیحات وارد ساختمان می‌شود.

 

برج قابوس، میراث جهانی گلستان

 

رنجبر در توضیحات خود، برج قابوس را بلندترین برج آجری جهان معرفی می‌کند که ثبت جهانی شده است و می‌گوید: ساختمان این بنا کلاً ۶۳ متر است که ۱۰ متر پی بنا و ۳۶ متر طول بدنه بنا و  ۱۶ متر مخروطی بالای بناست.

 

 

 

 

 

وی در ادامه می‌گوید: این بنا در سال ۳۹۷ هجری قمری و یک هزار و ۶ میلادی به دستور قابوس بن وشمگیر چهارمین پادشاه آل زیار به‌عنوان بنای یادبود حکومت آن دوران ساخته شد ولی بعدها چون ارتفاع بنا زیاد بوده است به‌عنوان میل راهنما مورداستفاده قرار می‌گرفت.

 

رنجبر به  دو رشته مقرنس در ورودی برج اشاره می‌کند و می‌گوید: این دو رشته مقرنس جزو اولین‌های معماری اسلامی بود که به‌مرورزمان تخریب‌شد، همچنین کتیبه‌هایی که در دو رشته بالا و پایین در قسمت خارجی بدنه قرارگرفته است هم به‌عنوان تزئینات بنا استفاده شده است.

 

بعد از بازدید از برج قابوس به‌قصد بازدید از فرش موزه حرکت می‌کنیم. این موزه دقیقاً در طرف دیگر خیابان و رو به روی برج قابوس قرار دارد. در ابتدای ورود به سالن موزه تعدادی اشیای قدیمی مانند قیچی، وسیله حلاجی برای تبدیل پشم به نخ و ... به چشم می‌خورد.

 

مسئول موزه خانم امیری نژاد به استقبال ما می‌آید و توضیح می‌دهد این ابزار اولیه قالی‌بافی برای این است که در این موزه نشان دهیم درگذشته از چه ابزاری برای قالی‌بافی استفاده ‌شده است.

 

طرح «ماری گل»، نماد قوم ترکمن

 

امیری نژاد به یکی از فرش‌های نصب‌شده به دیوار اشاره می‌کند و می‌گوید: این فرش با طرح «ماری گل» بافته‌شده است و اصیل‌ترین فرش ترکمن است. طرح ماری گل نماد قوم ترکمن است و در هرجایی این نقش فرش دیده شود یادآور قوم ترکمن است. همچنین طرح‌های موجود بر روی نقش این فرش  نماد جای پای شتر است که به اهمیت وجود این حیوان در زندگی مردم درگذشته اشاره می‌کند.

 

 

امیری نژاد به نقش‌های چندضلعی و طرحی که شبیه «هزارپا» است اشاره می‌کند و ادامه می دهد: در برخی از نقش‌ها و طرح‌های فرش ترکمنی شاهد نامنظمی هستیم و می‌بینیم در بعضی از نقاط عناصر مختلفی نقش داشته است که نشان‌دهنده محیط پیرامون زن قالی‌باف است که از آنها الهام گرفته است.

 

مسئول موزه به تعدادی ظرف حاوی مواد گیاهی مانند پوست انار و پوست گردو اشاره می‌کند و می‌گوید: درگذشته از گیاهان برای رنگ کردن نخ استفاده می‌کردند و وقتی کار رنگ زنی تمام می‌شد با زاج سفید آن رنگ را ثابت می‌کردند.

 

امیری نژاد به فرش دیگری که با طرح «ساریخ گل» بافته‌شده است اشاره می‌کند، ساریخ گل نام یک طایفه ترکمن است که نام گذاری یک طایفه بر روی نقش یک فرش نشان از برند آن در زمان‌های گذشته دارد.

 

قالیچه دیگری برروی یک صفحه شیشه‌ای  پهن شده است، این قالیچه تمام ابریشم و دو رو است که ضخامت آن چند میلی‌متر است. آینه‌ای در زیر این صفحه شیشه‌ای طراحی شده است که به راحتی نقش زیرین هم دیده شود.

 

بیشتر بازدید کنندگان موزه فرش خراسانی هستند

 

از امیری نژاد در رابطه با آمار بازدیدکنندگان از موزه فرش می‌پرسم می‌گوید بازدید در ایام تعطیلات عید نوروز خیلی خوب بود اما این بازدید از طرف هم استانی‌ها کم است و بیشترین بازدیدکنندگان ما از سمت استان‌های خراسان رضوی و شمالی هستند.

 

 

وی در ادامه می‌گوید یکی از عوامل بازدید موزه فرش موقعیت مکانی آن نسبت به برج قابوس است و تعداد کثیری که به برج قابوس می‌آیند اطلاعی از وجود موزه فرش ندارند و تعدادی از آنها آنجا متوجه وجود موزه فرش می‌شوند.

 

هنگام خروج از موزه فرش به پشت سرم نگاهی می‌کنم تابلویی که به سر در موزه فرش نصب‌شده اندازه کوچکی دارد، به نظر می‌آید اگر یک بنر بزرگ جلوی محوطه موزه فرش نصب شود افرادی که روی تپه در حال بازدید از برج قابوس هم هستند می‌توانند آن را رؤیت کنند و از وجود این مکان مطلع شوند.

 

بعد از بازدید از موزه فرش به سمت شهر مینودشت  و «تنگه چهل چای» حرکت کردیم. تنگه چهل چای در هفت کیلومتری شهر مینودشت یکی از زیباترین تفرجگاه‌های طبیعی است، جنگل انبوه در دامنه کوه و صدای جریان آب رودخانه نوازشگر روح و احساس هر انسانی است. علت نام‌گذاری این رودخانه به این نام، این است که از پیوند چهل آب‌باریکه به وجود آمده است.

 

چنددقیقه‌ای صرف بازدید از محیط دره شد و بعدازآن دختران کمیته دهه هفتادی به بحث و تبادل‌نظر در رابطه با ظرفیت‌های گردشگری و مکان‌هایی که در این روز مورد بازدید قرار گرفت پرداختند، در این تبادل‌نظر که حدود ۵۰ دقیقه طول کشید  نظرهای گوناگونی مطرح شد.

 

برخی معتقد بودند خانه تقوی ها و باقری‌ها از جذابیت کافی برای جذب گردشگر برخوردار نیست و خلاء موسیقی مناسب برای آن فضا احساس می‌شد. تعدادی دیگر معتقد بودند باید برای زیباسازی ظرفیت‌های گردشگری از دانشجویان و فارغ‌التحصیلان رشته‌های مرتبط استفاده شود.

 

برخی مناطق گردشگری استان را با جاذبه‌های گردشگری شهرهایی چون شیراز مقایسه می‌کردند و معتقدند جاذبه‌های گلستان هیچ چیزی کمتر از شیراز ندارد بلکه غنی‌تر هم هست اما مسئولان باید سعی کنند کارهایی که در شهرهای بزرگ انجام‌شده را الگوبرداری کنند و در استان مورداستفاده قرار دهند.

 

پخش موسیقی با گویش محلی همان شهر در مناطق و جاذبه‌های گردشگری، توجه ویژه به غذای سنتی همان شهر و برند سازی آن، حفظ بافت سنتی منطقه با امکانات رفاهی مدرن، پرورش نیروهای متخصص در امر گردشگری، تهیه برنامه‌های فرهنگی و مستند دوزبانه و پخش آن‌ها در صداوسیمای شهرهای دیگر و شبکه‌های بین‌المللی، استفاده از ظرفیت فضای مجازی برای جذب گردشگر ازجمله ایده‌هایی بودند که توسط دختران دهه هفتادی مطرح شد.

 

بعد از استراحت به سمت روستای «زنگلاب» حرکت کردیم. روستای زنگلاب در ۱۵ کیلومتری جنوب شهرستان مینودشت و ارتفاعات پارک جنگلی چهل چای قرارگرفته است. این روستا در ارتفاع یک هزار و ۱۰۰ متری از سطح دریا قرار دارد، جاده کوهستانی که منتهی به روستای زنگلاب می‌شود از جذابیت بی نظیری برخوردار است.

 

 

 

 

 

قرار است در این روستا از کلبه توریستی آقای قره جانلو بازدید کنیم، وارد فضای روستا که می‌شویم نمای اکثر خانه‌ها کاهگلی است. مردم برای تردد در فضای روستا از چهارپایان وعمدتا از الاغ استفاده می‌کنند.

 

کنار دیوارهرخانه مقدار زیادی کُنده چوب خردشده وجود دارد. با دیدن این چوب‌ها این فکر به ذهنم خطور می‌کند که شاید روستا فاقد گاز کشی است اما  محمد قره جانلو می‌گوید این روستا دارای آب، برق و گاز است و این چوب‌های خورد شده و کنارهرخانه چیده شده برای خشک‌کردن برگ توتون به کار می‌رود.

 

برایمان توضیح می‌دهد که وقتی برگ‌های توتون را جمع می‌کنند مقداری رطوبت دارد و برای خشک کردنشان این برگ‌ها را درون اتاقی می‌گذارند و در کنار اتاق بشکه‌ای قرار دارد و هیزم‌ها را در این بشکه می‌سوزانند تا برگ‌ها خشک شود البته این کار را زمانی‌که هوا آفتابی نباشد انجام می‌دهند.

 

 

 

 

 

قره جانلو در رابطه با روستای زنگلاب می‌گوید: قدمت این روستا به دوران ساسانیان باز می‌گردد و بیش از ۹۵ درصد اهالی روستا که ترک قزلباش هستند نام خانوادگی‌شان ساسانی است.

 

وی در رابطه با نام گذاری این روستا به این نام می‌گوید: درزمان های قدیم در فصل زمستان که آب از سرچشمه‌های بالای کوه جاری می‌شد و به سمت پایین می‌آمد یخبندان رخ می‌داد و قندیل‌های یخ که دارای شکل خاصی بودند همه‌جا دیده می‌شد به همین دلیل به این روستا زنگوله آب یا زنگلاب گفته می‌شود.

 

به همراه قره جانلو به بالای تپه‌ای می‌رویم که مدرسه روستا در آنجا واقع‌شده است، به ارتفاعات اطراف اشاره می‌کند و می‌گوید در محدوده روستای قلعه قاف مینودشت مرتعی وجود دارد به نام ماران کوه، با وسعت یک هزار و ۸۰۰ هکتار که در ارتفاع یک هزار و ۵۶۰ متری از سطح دریا قرار دارد و شبیه به «جنگل ابر» است، به‌گونه‌ای که وقتی آنجا هستید برای چند لحظه تشکیل شدن ابر و ناپدید شدن آن را می‌بینید و حس می‌کنید.

 

بعد از بازدید از روستا به کلبه توریستی متعلق به محمد قره جانلو رفتیم. خانه‌ای که وقتی واردش شدم بوی دیوارهای کاه‌گلی خانه و سادگی‌اش حواسم را پیش پای دوران کودکی‌ام پرت کرد. این بو برایم خیلی آشناست اما کجا به مشامم رسیده است را نمی‌دانم.

 

این کلبه توریستی که از چند اتاق تشکیل شده، برای حفظ بافت روستایی در هر اتاق یک بخاری هیزمی قرار داده شده است، در گوشه و کنار هر اتاق تاقچه هایی به چشم می خورد که روی هر کدامشان یک چراغ نفتی قدیمی جا خوش کرده است.

 

 

 

 

 

قره جانلو می‌گوید مجموعه قزلباش که نام این کلبه توریستی است حاصل خاطرات کودکی من است و من توانستم با توجه به آن‌ها این فضا را ایجاد کنم و پای گردشگران را به آن بازکنم.

 

در ادامه می‌گوید عطر آب‌وخاک کاه‌گل سفید این مکان برای همه آشناست و اینجا یک فضای نوستالژی طراحی‌شده است به‌گونه‌ای که اکثر افرادی که به اینجا می‌آیند یاد خاطرات خانه پدربزرگ و مادربزرگ‌های خود می‌افتند.

 

این مدیر موفق در عرصه گردشگری به اعضای کمیته مشاوران جوان توصیه می‌کند از کنار کوچک‌ترین ایده‌هایی که در ذهنشان برای گردشگری ایجاد می‌شود راحت نگذرند و آن را به مرحله عمل برسانند همچنین قول داد برای کمک در تحقق این ایده‌ها در تمام زمینه‌ها از همکاری دریغ نکند.

 

در طول این سفر یک‌روزه شاهد اتفاقات زیبایی بودم، آیناز صحنه، دانشجوی رشته حقوق که مدتی است یک سمن محیط زیستی به نام قلعه سفید را اداره می‌کند در هر نقطه‌ای که توقف داشتیم هر جا که زباله‌ای می‌دید آن را به سطل زباله منتقل می‌کرد و یا حلیمه راود از اعضای روابط عمومی اداره کل میراث فرهنگی، در بطری‌های قابل بازیافت را جمع‌آوری می‌کرد و به‌گونه‌ای هرکسی رسالت خود را انجام می‌داد.

 

پایان سفر...

 

سفر یک‌روزه به شرق گلستان به پایان رسید، مکان‌های دیدنی و ظرفیت‌های گردشگری موردبررسی قرار گرفت و قرار بر این شد تمام اعضا ایده‌ها و راهکارهای خود را به شکل مکتوب به حوزه مشاوران جوان تحویل دهند تا بعد از بررسی برای اجرایی شدن به اداره کل میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری تحویل داده شود.

سفری به بافت تاریخی گرگان وطبیعت بکرمینودشت