کارشناس ارشد شهری:ارائه طرحی کاربردی برای ساماندهی تعطيلات ایران

-ساماندهی تعطيلات و به طور خاص تعطيلی پايان هفته مسئله ايست که طی ماه­های اخيردوباره مورد توجه نظام برنامه ريزی کشور قرار گرفته است.

 تعطیلات

سایت امید(پدیده)مینودشت ازساعت24-عليرضا فراهانی کارشناس ارشد مطالعات  شهری/ ساماندهی تعطيلات و به طور خاص تعطيلی پايان هفته مسئله ايست که طی ماه­های اخيردوباره مورد توجه نظام برنامه ريزی کشور قرار گرفته است. گزارش مورخ دوم خرداد 1395 روزنامه دنيای اقتصاد دربارة اين موضوع حاکی از آن است که ساماندهی تعطيلات انتهای هفته می­تواند موجب افزايش بهره­وری و نيز بهره­برداری بهتر از تعطيلات منظم در پايان هفته توسط خانوارهای ايرانی گردد. پيشنهادهای مطرح شده نيز مبتنی بر تحقيقات تطبيقی با کشورهای ديگر و به ویژه کشورهای اسلامی است.. بر پایه  اين تحقيقات و نيز تطبيق صورت گرفته با وضعيت ايران نشان داده شده است ترکيب کسب و کار ايران گونه ايست که افزايش تعطيلی نمی تواند بر بخش عمده ای از مشاغل تاثير منفی داشته باشد و در مواردی که تاثير منفی دارد نيز می توان با برنامه ريزی مناسب اثرات منفی افزايش تعطيلی در انتهای هفته را کاست. گزارش ارائه شده حاکی از آن است که ساماندهی تعطيلات، مورد توافق کارشناسان می باشد اما نحوه ساماندهی محل اختلاف است. به نظر می رسد ارائه کنندگان راه­حلهای متفاوت در مورد اين مسئله در زمينة معادلة محوری حل مسئله، توافق نظر دارند. معادله محوری اين است که از تعطيلات مناسبتی کاسته شده و در مقابل در انتهای (يا ابتدای) هفته يک روز تعطيل اضافه شود. آنچه محل اختلاف است از يک سو مربوط به تعطيلات مناسبتی است که بايد از حالت تعطيلی خارج شوند. به عبارت ديگر، سوال اين است :چه تعطيلات مناسبتی در وضعيت جديد بايد روز عادی و غيرتعطيل باشند و کداميک بايد به عنوان روز تعطيل حفظ شوند. از سوی ديگر تعيين اينکه شنبه يا پنج شنبه روز پايانی (يا ابتدايي) اضافی هفته باشد، نيز محل اختلاف بين کارشناسان می­باشد.

 

به نظر نگارنده، موضوع کليدی که در مواجهه با اين مسئله مورد غفلت واقع شده است وجود نوسان  بالای تعطيلات در درون هفته های کاری در ايران است. به دليل ماهيت تعطيلات در ايران که وابسته به روزهای  خاص مناسبتی هستند و تاکيدی که بر مبنای دينی و عرفی بر گرامي داشت روزهای مشخص وجود دارد، تعطيلات مناسبتی در ايران در تمامی طول سال در طول هفته نوسان دارند. اين نوسان موجب به هم خوردن نظم  کاری و دشواری برنامه ريزی برای هفته های کاری در طول سال می شود.. در کشورهای ديگر (و به ویژه  کشورهای غربی) که گراميداشت روزها مبنای شرعی و دينی قابل اغماض در فرهنگهای ذی ربط دارند، پاس داشت ­های مناسبتی تبديل به تعطيلات اضافی آخر يا اول هفته (اصطلاحاً "لانگ ويکند") شده­اند. بدين معنا اگر روز گراميداشتی بر اساس تاريخ در روز هشتم ماه باشد که در هر سال ممکن است در هر روزی از سال قرار بگيرد, آن روز تعطيل به ابتدا يا انتهای هفته منتقل می شود و علاوه بر شنبه و يکشنبه, روز دوشنبه (يا جمعه) نيز تعطيل می­شود. در اين موارد مهم نيست روز هشتم ماه در پنج شنبه يا سه شنبه يا حتی يکشنبه واقع شده باشد، مهم اين است که از قبل مشخص است که روز جمعه (که ممکن است روز ششم يا هفتم يا يازدهم ماه است) برای گراميداشت روز هشتم ماه تعطيل است. اين امر در ايران به دليل اهميت شرعی و عرفی مناسبتها قابل انجام نيست و ضروريست برنامه ريزی برای تعطيلات دارای انعطاف پذيری لازم برای مواجهه با اين مشکل باشد. اين نوع انعطاف پذيری در راه حلهای ارائه شده برای ساماندهی تعطيلات در ايران ارائه نشده است.

 

مشکلی که در تمامی راه حلهای ارائه شده وجود دارد اين است که تعيين تعطيلات آخر هفته به شکل ثابت مورد نظر است در حالی که با توجه به ماهيت نوسانی تعطيلات در ايران می توان از اضافه کردن روز تعطيل در انتها يا ابتدای هفته به عنوان نوسان گير روزهای تعطيل مناسبتی نيز استفاده کرد. به عبارت ديگر با سيال/سيار کردن تعطيلی ابتدا يا انتهای هفته می توان هم تعطيلی 2 روز در هفته را به شکل بهتری تامين کرد (و در نتيجه موجبات بهره وری بهتر و استفاده بهينه از اوقات زندگی خارج از کار خانوارهای ايرانی را فراهم آورد) و هم نظم  کاری مناسب در طول هفته را ايجاد کرد. به عبارت ديگر مشاغل با 52 هفته با 5 روز کاری تنظيم خواهند شد (به جای هفته های متغير از 4 تا 6 روز کاری). در اين شرايط احتياج چندانی به کاهش تعطيلات مناسبتی نيز نمی باشد. شرح چگونگی کار کردن "تعطيلی نوسانی در انتهای هفته" روشن کننده اين موضوعات خواهد بود.

 

طرح "تعطيلی نوسانی در انتهای هفته"

 

پيشنهاد نگارنده با عنوان "تعطيلی نوسانی در انتهای هفته" از يک قاعده محوری برای تعيين تعطيلی در طول هفته برخوردار است. اين قاعده به شرح زير می باشد: "در هر هفته علاوه بر جمعه که تعطيلی ثابت هفته است، روز شنبه در صورت عدم وجود روز تعطيلی مناسبتی در طول هفته، تعطيل خواهد بود. در صورت وجود روز تعطيل مناسبتی در طول هفته، روز شنبه به عنوان روز جايگزين روز تعطيل شده، روز کاری اعلام می­شود." لازم به تذکر است که واقع شدن تعطيلی در انتهای هفته در روز شنبه يا پنجشنبه ادله ديگری دارد که در انتهای متن مورد بررسی قرار خواهند گرفت, اما فعلاً طرح با در نظر داشتن روز شنبه به عنوان روز نوسان­گير تبيين شده است اما طرح کاملاً قابل انطباق بر روز پنجشنبه به جای شنبه است. برای روشن شدن قاعده کلی ذکر دو مثال در مورد سال 1395 روشنگر خواهند بود:

 

1- وضعيت بدون تعطيلی در طول هفته: در سال 1395 هفته پايانی ارديبهشت ماه که از روز شنبه 25 ارديبهشت آغاز و در روز جمعه 31 ارديبهشت پايان يافته است دارای هيچ روز تعطيلی اضافی مناسبتی نبوده است، لذا روز شنبه 25 ارديبهشت ماه تعطيل و 5 روز کاری از يکشنبه تا پنجشنبه برقرار خواهد بود.

 

2- در سال 1395 روز دوم ارديبهشت ماه به مناسبت ولادت امام علی (ع) تعطيل بوده است، وجود تعطيلی در روز پنجشنبه موجب تعطيلی يک روز کاری (به طور خاص چون پنجشنبه بوده است، يک نيم روز کاری) می گردد. در طرح پيشنهاد شده چون پنج شنبه دوم ارديبهشت ماه تعطيل بوده است، روز شنبه 28 فروردين به عنوان جايگزين، روز کاری خواهد بود و تعطيلی نخواهد داشت.      

 

مواردی استثنايي به شرح زير نيز وجود خواهند داشت که راه حل آنها ارائه شده است:

 

1- در صورتی که تعطيلی مناسبتی روز شنبه واقع شود، بديهيست که تعطيلی همان روز شنبه خواهد بود و بقيه هفته به روال معمول کاری خواهد بود. در صورتی که تعطيلی در روز جمعه واقع شود، مانند وضعيت فعلی، تعطيلی اضافی وجود نخواهد داشت.

 

2- در صورت وجود دو (يا سه و در مواردی بسيار نادر چهار) تعطيلی مناسبتی در طول يک هفته: در اين صورت علاوه بر شنبه هفته مورد نظر، شنبه هفته های آتی تا جبران تعطيلات اضافی در طول هفته، تعطيل نخواهند بود. به عنوان مثال روزهای 16 و 17 تير ماه سال 1395 به مناسبت عيد فطر تعطيل می­باشند. برای جايگزينی روزهای تعطيل شده، شنبه 12 و نيز شنبه 19 تير روز کاری جايگزين و غير تعطيل خواهند بود. به عبارت ديگر هفته کاری شامل 12، 13، 14، 15 و 19 تير خواهد بود.

 

3- تعطيلات مبتنی بر ماههای قمری: يکی ديگر از مشکلات برنامه ريزی هفتگی در ايران، پيش بينی ناپذيری تعطيلات مبتنی بر ماههای قمری و بخصوص روز عيد فطر می باشند. در اين حالت جابجايي روزهای تعطيل به شکل مشابهی با استفاده از شنبه های بعد از روزهای تعطيل شده، قابل جبران می باشند. به عنوان مثال در سال 1395 که روزهای 16 و 17 تير (چهارشنبه و پنجشنبه) به عنوان پيش بينی اوليه روزهای تعطيلی عيد فطر اعلام شده­اند، ممکن است بر اساس اعلام نهايي روزهای 17 و 18 يا 15 و 16 روز تعطيل شوند. در اين حالت با توجه به اينکه روزهای 12 و 19 روزهای جايگزين کاری شده­اند، تغييری در برنامه تعطيلی مشاهده نخواهد شد. در واقع به جای اينکه شنبه 12 تير جايگزين 16 تير شود، جايگزين 17 يا 15 تير می­شود. در مورد روز دوم تعطيلی عيد نيز به جای اينکه تعطيلی روز 19 تير جايگزين 17 تير شود، جايگزينی برای 16 تير صورت می گيرد. در حالت دوم که تعطيلی به روز جمعه منتقل شده است، روز شنبه (نوزدهم) از پيش تعطيل بوده است و انعطاف لازم برای مواجهه با تعطيلی (احتمالاً متغير) عيد فطر، در نظر گرفته شده است.

 

4- تعطيلات نوروزی که 4 روز کاری می باشند (و حالتهای مختلفی برای واقع شدن آنها در روزهای هفته نيز امکانپذير است) و نيز تعطيلی 29 اسفند به سختی در قاعده فوق قرار می گيرند. در مواجهه با اين مورد، پيشنهاد می شود، هر آنچه که روزهای غير تعطيل بجز جمعه در هفته انتهايي سال قبل و هفته ابتدايي سال جديد موجود می باشد به عنوان روز کاری و کل 4 روز ابتدايي فروردين و 29 اسفند به عنوان تعطيلی (يک هفته کاری کامل معادل 5 روز) تعطيل باشند. به اين ترتيب کل هفته های کاری در طول سال 51 هفته خواهند بود.

 

5- در مورد تعطيلاتی که ناشی از آلودگی هوا يا بارش برف و ديگر عوامل طبيعی می­باشد نيز وجود تعطيلی آخر هفته انعطاف قابل توجهی به اعلام تعطيلی های غير مترفبه می بخشد و دولت يا فرمانداری و استانداری هايي که مجبور می شوند تعطيلی اعلام کنند می­توانند از شنبه های باقی مانده برای جبران تعطيل شدگی ها حداکثر بهره برداری را نمايند.

 

قاعده و استثناهای ارائه شده ممکن است در ظاهر پيچيده به نظر برسند و انتقادی به اين طرح وارد شود به اين جهت که محاسبه اين موارد مشکل است. اين ايراد قابل قبولی نيست چرا که هيئت دولت همانگونه که سالانه تقويم سال را تصويب و به اطلاع می رساند می تواند بر اساس قانون اين طرح، روزهای تعطيل را از ابتدای سال اعلام نمايد. والبته به شکل موضعی تعطيلات را با ابلاغ­های رسمی ترميم نمايد.

 

بررسی سال 1395 به عنوان نمونه

 

برای روشن­تر شدن طرح، می­توان وضعيت کل تعطيلات و روزهای کاری در سال 1395 را در حالت­های مختلف (تداوم وضعيت فعلی، اعمال اين طرح يا اعمال هر کدام از طرح­های ديگر مطرح شده) مورد بررسی قرار داد.

 

1- برای وضعيت فعلی می توان دو حالت را در محاسبات لحاظ نمود: پنج شنبه ها به عنوان نيمروز کاری و پنج­شنبه ها به عنوان روز کامل کاری. در صورت در نظر گرفتن پنج شنبه ها به عنوان روز کامل کاری، سال 1395 دارای 291 روز کاری، 52 روز تعطيل آخر هفته (جمعه ها) و 23 روز با تعطيلی مناسبتی (که در روز جمعه واقع نشده­اند) می­باشد (جدول 1). در صورت احتساب پنج شنبه­ها به عنوان نيم روز کاری، تعداد روزهای کاری سال 5/267 روز، تعطيلات پايان هفته (جمعه ها و نيمی از روزهای پنجشنبه بجز پنجشنبه هايي که تعطيل مناسبتی می باشند) و 23 روز تعطيل غير جمعه خواهد بود (جدول 2). با توجه به اينکه وضعيت واقعی در حالت دوم منعکس شده است, مقايسه ها با وضعيت فعلی با حالت دوم (احتساب پنجشنبه ها به عنوان نيم روز کاری) انجام خواهد شد. لذا عدد زير را در برای وضعيت فعلی در نظر داشته باشيد: 5/267 روزکاری.

 

2- در صورت اعمال طرح تعطيلی کامل پنجشنبه ها (يا شنبه ها) در طول سال، علاوه بر تعطيلات مناسبتی 2 روز از هفته قطعاً تعطيل خواهند بود (بديهيست که در صورت تعطيلی کامل شنبه­ها، پنجشنبه­ها روز کامل کاری خواهند بود). در صورت اعمال اين طرح برای سال 1395، تعداد روزهای کاری به 244 روز کاهش خواهد يافت و 104 روز تعطيل پايان هفته و 18 تعطيلی مناسبتی وجود خواهد داشت (جدول 3). در اين وضعيت در حدود 15 هفته کاری 4 روز يا کمتر در طول سال وجود خواهد داشت و مسئله نوسانات و نيز تعطيلات تغيير يابنده نيز حل نشده است. اين وضعيت به شکل ناگهانی ميزان زيادی روزهای کاری در ايران را کاهش خواهد داد. اما در صورت اعمال تغييراتی در تعطيلات مناسبتی (که با توجه به حساسيت های موجود دور از دسترس به نظر می­رسد) احتمالاً حدود 5 روز کاری (که قبلاً تعطيل مناسبتی بوده و در روز جمعه واقع نشده­اند) بازيابی خواهند شد و در نتيجه تعداد روزهای کاری به 249 روز افزايش خواهد يافت (جدول 4). لذا در حالت ايده آل برای طرح تعطيلی پايان هفته در حدود 250 روز کاری (سال به سال چند روزی متغير خواهد بود) بايد به عنوان خروجی نهايي مدنظر باشد.

 

3- در صورت اعمال طرح "تعطيلی نوسانی در انتهای هفته" 257 روز کاری، 88 روز تعطيلی آخر هفته (تمامی جمعه ها و نيز برخی شنبه­ها) و 20 روز تعطيلی مناسبتی در طول هفته (که ديگر شنبه های آن هفته ها تعطيل نمی باشند) حاصل خواهد شد. لذا عددی که بايد به عنوان حاصل اين طرح مد نظر باشد 257 روز کاری است.

 

با توجه به توضيحات فوق و اعداد ذکر شده در جدول­ها مشاهده می شود که تعداد روزهای کاری در صورت تدوام وضعيت فعلی بيش از 265 روز، در صورت اعمال تعطيلی کامل پنجشنبه ها و با اعمال اصلاحات در تعطيلات مناسبتی 250 روز و در صورت اعمال طرح "تعطيلی نوسانی در انتهای هفته", 257 روز خواهد بود. همانطور که مشاهده می شود طرح "تعطيلی نوسانی در انتهای هفته" يک وضعيت بينابينی ميان تعطيلات کم در وضعيت فعلی و بيش از اندازه در وضعيت اعمال تعطيلی کامل دو روز در آخر هفته را ارائه می نمايد. علاوه بر اين هفته­های کاری بسيار منظم شده و هر کدام به اندازه 5 روز کامل کاری می باشند. در اين طرح امکان انعطاف در برابر تغيير ديرهنگام تعطيلی های مبتنی بر ماههای قمری و نيز تعطيلات غير مترقبه ناشی از آلودگی هوا و ... نيز فراهم می آيد بطوريکه امکان حفظ نظم

 کاری برای کل سال وجود خواهد داشت.

 

پنجشنبه ها يا شنبه ها؟

 

سوال پايانی که در مورد طرح "تعطيلی نوسانی در انتهای هفته" بايد پاسخ داده شود, اين است که تعطيلی آخر هفته در روز شنبه يا روز پنجشنبه اعمال گردد. همانطور که در سطور بالاتر ذکر شد، انتخاب پنجشنبه ها به جای شنبه ها تغيير عمده ای در طرح ايجاد نمی کند اما نگارنده معتقد است که ادله ارائه شده برای تعطيلی روزهای شنبه با توجه به ضرورت اجرايي شدن اقتصاد مقاومتی که دارای نگاهی دورن­زا و برون­گرا است، قوی­تر می باشند. روزهای پنج شنبه به دليل اينکه در حال حاضر به شکل نيمه تعطيل می باشند و در عرف جامعه اصطلاحاً تق و لق هستند، در صورت اعمال تعطيلی در روزهای شنبه با مقاومت روزمره مردم مواجه خواهند شد و چندين سال زمان خواهد برد تا به تدريج روز کامل کاری بودن آنها تثبيت گردد. در مقابل اعمال تعطيلی در روز پنجشنبه ها، در حالی که روزهای شنبه و يکشنبه در بسياری از کشورهای غربی و شرقی و نيز روزهای جمعه و شنبه در بسياری از کشورهای اسلامی تعطيل هستند، يک روز ديگر به روزهای قطع ارتباط با فضای بين­المللی خواهد افزود. در نتيجه تعطيلی پنجشنبه­ها در بيشتر هفته های کاری صاحبان کسب و کار و ديگر شاغلين ايرانی تنها می توانند از روزهای دوشنبه، سه شنبه و چهارشنبه به طور جدی برای تبادل با طرف­های خارجی بهره جويند. اين وضعيت در تناقض با رويکرد اقتصاد مقاومتی است که تبادل با دنيا را مورد توجه جدی دارد. لذا نگارنده معتقد است که علی رغم دشوار بودن تغيير حالت عرفی ايجاد شده برای پنج شنبه ها، در بلند مدت استفاده از شنبه ها به عنوان روز تعطيل نوسانگير، با توجه به ساختار فعلی تعطيلات در کشورهای ديگر فوايد بيشتری خواهد داشت.

 

سخن پايانی

طرح "تعطيلی نوسانی در انتهای هفته" با يک قاعده محوری و برخی استثنائات می تواند به شکل سالانه تقويم کاری منظمتری برای کشور تامين نمايد. اين طرح جايگزينی برای طرح­های موجود ساماندهی تعطيلات کشوريست و از مواجهه ايستا با نوسانات موجود در تعطيلات کشور پرهيز نموده و برقراری نظم که مورد تاييد بزرگان دين و فرهيختگان ملی بوده است، را محقق می­نمايد. اين طرح علاوه بر اينکه وضعيت ميانی برای کاهش روزهای کاری ارائه می­کند، راهی برای حفظ تعطيلات مناسبتی می­باشد (که البته در صورت لزوم و تشخيص صاحبنظران و قانونگذاران می­توانند تغيير کنند). اميد است که اين طرح مورد اقبال صاحبنظران و قانونگذاران کشور قرار گيرد و راهی عملی برای برونرفت از قفل شدگی فعلی مسئله ساماندهی تعطيلات کشوری باشد.

کارشناس-ارشد-شهری-ارائه-طرحی-کاربردی-برای-ساماندهی-تعطيلات-ایران